شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام دوستان

چراغ جادو
+ [تلگرام] سلاممم چه بر سر مجله پارسي اومده حدود 95 هزار پست بررسي نشده هس من به 90 هزار رسوندم ولي با اين بسته هاي گرون نت نتونستم بيشتر بررسي کنم فک کنم راحت 5 گيگ بخاد خخخخ حالا فعلا علي الحساب بيايد اينستاگرام خخخ @sahar_bannoo89
البته 5 گيگ هم کمه يه ده تارو ميخاد فک کنم:( يه زماني جوهر پست خشک نشده مطلب انتخاب ميشد
2-دست خط
صاحبش ولش کرده رفته از بقيه که انتظاري نيس
بعدی همه 12 نظر قبلی
{a h=biyar}بي يار{/a} اسمتون چقد آشنا بود برام :) يادم اومد متن هاي ادبي فوق العاده اي مينوشتيد آقاي رييسي :)
بي يار
خواهش ميکنم زنده باشين:)
+ [تلگرام] هوالرحمن الرحيم پارسال اين موقع ، داشتم عکساي شيرخوارگان حسيني مصلي تهران رو که عکاسيش با من بود ، اديت مي زدم و اماده مي شدم براي روز عاشورا که ميدان امام حسين تهران رو براي عکاسي داشتم و اصرار من براي اينکه بازار رو دست بگيرم . سال قبلش اين موقع ، در تکاپو و رفت و امد توي استديوي نشان ارادت بودم . عکس هاي بک استيج و صحنه و ... . متن هايي که بايد مي نوشتم تا مهمان ها با صداي خودشون بخونن . عکس گرفتن و نشستن به اديت و ناهار نيم ساعته ي ساعت پنج بعد از ظهر و ارسال عکس ها تا صبح و نوشتن وسط ضبط مصاحبه ها و تايپ و ... که از يک ماه قبل با فشار سنگين کاري شروع شده بود . همزمان باهاش تو تايم هاي خاليم متن هاي اوليه ي کتاب هاي سفارشي کودک و نوجوان اربعيني که قرار بود توي راه پيمايي اربعين به عنوان يک نذر فرهنگي توزيع بشه رو مي نوشتم . يک سال قبل ترش ، اين موقع دوندگي هاي شديد و دراز کشيدن هاي وسط پشت صحنه و بين اجرا ها براي ارووم شدن سرگيجه و کمردردم و اوج شوق حضور هاي حنانه بود . عکاس گروه هنري حنانه . عکاسي تاتر که يکي از سخت ترين ژانر ها و سنگين ترين سبک ها براي عکاسيه ... دوندگي هاي ميون صحنه و ايزو و شاتر و دياف دادن هاي متعدد و تنظيم نور و زاويه و همزمان کتاب زيستي که توي کيفم بود و بين اجرا ها مي خوندم و سال کنکور ... نوشته ي سال پيشش رو اول کتاب زيستم دارم ! درس مي خونم تا توي کاروانت خدمت کنم :) ! سال امتحانات نهايي ... باورم اين بود و هست که سينه زدن بايد تجلي کنه توي زندگي ... امام حسين چشم گريون و دست به سر کوبيده نمي خواد ؛ عزادار ميخواد ! عزا دار براي داغ عزيزش احترام قايله و حاضره هرکاري بکنه تا ارزش هاي عزيزش حفظ بشه و اون رو خوشحال کنه . خون اين عزا بايد بجوشه ... امام حسين رهرو مي خواد ... هرسال عزاداريم رو به نوعي با عمل نشونشون دادم ، با عملم گفتم سياهپوشم . يک سال درس ، يک سال حنانه ، سال بعد نشان ارادت و کتاب هاي اربعين ، سال بعد ترش شيرخوارگان مصلي و ميدان امام حسين ( ع ) .... و اما امسال ! غريب تر از هر وقتي کز کردم روي سنگ هاي بين کتابخونه و تختم و هندزفري رو فرو کردم توي گوشم و صداش رو تا ته زياد کردم و ارووم ارووم مي بارم و سينه مي زنم . گه گاه يه وانتي بلندگو به پشت با صداي بلند نوحه ميخونه و رد ميشه و من بدو بدو ميرم گوشه بالکن يا ماشين هايي که صداي روضه شون رو زياد کردن و در کسري از ثانيه از اين کناره ها رد ميشن ... خوش امدي محرم جان ! غريبانه تر از هر سال ديگه ... ____ #ساجده_شيرين_فرد +کاش ميتونستم هرچي تو ذهنمه بگم :) !
+ [تلگرام] هنوز عشق در حول و حوش چشم تو مي چرخد از من مگير چشم... دست مرا بگير و کوچه هاي محبت را با من بگرد يادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامي دل ها معنا شود يادم بده چگونه نگاهت کنم تا تردي بالهايت در تند باد عشق نلرزد زيبا آنقدر عاشقم که حرمت مجنون را احساس ميکنم آنقدر عاشقم که نيستان را يکجا هواي زمزمه دارم آنقدر عاشقم که هر نفسم شعر است زيبا,چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعر هاي چشم تو هستم زيبا کنار حوصله ام بنشين بنشين مرا به شط غزل بنشان بنشان مرا به منظره عشق بنشان مرا به منظره باران بنشين مرا به منظره رويش من سبز ميشوم... زيبا ستاره هاي کلامت را در لحظه هاي ساکت عشق من بيار بر من ببار تا که برويم بهار وار چشم از تو بود و عشق بچرخانم بر حول اين مدار زيبا زيبا تمام حرف دلم اين است من عشق را به نام تو آغاز کرده ام در هر کجاي عشق که هستي آغاز کن مرا...
عرفان وادب
ديروز 10:19 عصر
عالي بانو @};-
{a h=eshgekhas}مرگ بر آمريکا{/a} سپاس @};-
هنوز عشق در حول و حوش چشم تو مي چرخد از من مگير چشم...عالي@};-
شهريور انار
+ مادر نيستم اما طعم فداکاري مادرانه‌تان بارها زير زبانم مزه کرده آموزه‌هاي صبر و بردباريتان در وجودم ريشه دوانده کم بودنتان خلأ مادري مهربان را برايم تداعي کرده حتي وقتي در اينجا کسي هم نباشد، بازهم چشمهايم در پي شما مي‌گردد... مادرانگي کرده‌ايد هميشه سايته‌تان مستدام *مادرهماي نازنينم*
عرفان وادب
ديروز 10:18 عصر
گويي مادر بودن هميشه با رنج و درد همراه است...
عالي @};-
در انتظار آفتاب
{a h=eshgekhas}مرگ بر آمريکا{/a} ممنون از محبتتون@};-
+ [تلگرام] + من ره نمي‌برم مگر آنجا که کوي دوست من سر نمي‌نهم مگر آنجـا که پاي يـار... جناب سعدي عليه الرحمه به قلم آفتابــ
عرفان وادب
ديروز 10:17 عصر
بي يار
زيباست آفرين
بعدی همه 13 نظر قبلی
در انتظار آفتاب
{a h=eshgekhas}مرگ بر آمريکا{/a} خيلي ممنونم@};-
عرفان وادب
عاليييه@};-
+ آنچه در آينه روي تو من مي بينم گر ببيند همه کس واي من و واي همه...
عرفان وادب
ديروز 10:14 عصر
2-FDAN
واي به حال دگران:)
تبليغات شهر قلعه گنج
{a h=ANFD}2FDAN{/a} ديگران حال ندارند

*قاصدك*

+ سلام به همه ي بزرگواران خيلي از بزرگواراني که قبلا خيليييييي اينجا خيلي فعال بودن الان با نام ديگه اي فعاليت مي کنند .. اگر مايل هستيد نام قديمي پارسي بلاگي تون رو زير اين فيد بنويسيد ..
عرفان وادب
ديروز 10:12 عصر
*قاصدك*
من از همون ابتدا *قاصدک*...
عرفان وادب
سلام. منم از همون ابتدا عرفان و ادب:D
+ [تلگرام] + به کوي ميکده گريان و سرافکنده روم چرا که شرم همي آيدم ز حاصل خويش... حضرت حافظ بخط حضرت آفتاب:)
محمد جواد س
ديروز 8:0 عصر
يافت مي‌نشود کسي در اين باير آباد:)
عالي است
بعدی همه 39 نظر قبلی
در انتظار آفتاب
{a h=gavooni}محمد جواد س{/a} سلام حاجي :دي خدا نکشتتون مردم از خنده//شما همون اولش موضع گرفتيد، گفتيد منو مبعوث نکرديد، ذوقم کور شد خب: دي
محمد جواد س
{a h=maysan}در انتظار آفتاب{/a} سلام خدا نکشه کرونا ميکشه . دييي خب موضع من خصماته نبود گرامي اعتقادي بود B-)
+ [تلگرام] ‌ ‏مگر دريادلي داند كه ما را چه طوفان‌هاست در اين سينه‌ي تنگ...!
نوشته هاي ...
ديروز 8:31 صبح
+ با وجود تمام مشغله هاي زندگي و با وجود شبکه هاي اجتماعي متنوع پارسي رو هيچوقت فراموش نميکنم حتي تو زمان رکودش هعي
در انتظار آفتاب
ديروز 8:14 صبح
2-FDAN
ايولا اگر ميتونيد بيشتر سربزنيد
{a h=ANFD}2FDAN{/a} ان شاءالله:) بچه ها باشن منم سر ميزنم... ممنون از لطفتون
بعدی همه 22 نظر قبلی
کار خوبي ميکني بانو @};-
در انتظار آفتاب
{a h=eshgekhas}مرگ بر آمريکا{/a} ممنون نازنين@};-
+ [تلگرام] چارلي چاپلين: وقتي طفل بودم کنار مادرم ميخوابيدم و هر شب يک آرزو ميکردم. مثلا آرزو ميکردم؛ بروم بزرگترين شهر بازي دنيا. ميگفت: مي‌برمت، به شرط اينکه بخوابي. يک شب پرسيدم، هروقت که بزرگ شوم به آرزوهايم ميرسم؟ گفت: ميرسي. به شرط اينکه بخوابي. هر شب با اين خوشحالي ميخوابيدم. وقتيکه بزرگ شدم آرزو هايم کوچک شدند. ديشب مادرم را خواب ديدم. پرسيد: هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهايت فکر ميکني؟ گفتم: شب‌ها نميخوابم. گفت: مگر چه آرزويي داري؟ گفتم: تو اينجا باشي و هيچ آرزويي نداشته باشم. گفت: سعي ميکنم به خوابت بياييم به شرط آنکه بخوابي
+ [تلگرام] خودم را به مقصد نامعلومي ترک مي‌کنم شبيه پايتختي که تصميم گرفته کشورش را عوض کند..! . و من مسافرم اي بادهاي همواره مرا به وسعت تشکيل برگها ببريد ...‌‌‌.. .
درب کنسرو بازکن برقی
تاپروانه شدن"""
رتبه 0
0 برگزیده
102 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
تاپروانه شدن""" عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله مهر ماه
vertical_align_top